X
تبلیغات
شما چی فکر میکنید؟
فلسفه ي پوشيدن لباس مشكي چيه؟احترام؟همدردي؟عزاداري؟.....

آخه عزيز دلم!مشكي تا جايي كه من ميدونم از نظر اسلام رنگ مكروهيه!از نظر روانشناسي هم تاييد شده نيست.وقتي رنگهاي قشنگ ديگه هم هست چرا مشكي؟نمي گم روز عاشورا قرمز بپوش برو توي خيابون!ولي اسلام به كلي رنگ قشنك ديگه هم توصيه كرده.مثلا رنگ سفيد براي نظافت و پاكيزگي يا رنگ سبز براي آرامش.

حتما اين سوال توي ذهنت ايجاد شده كه پس چرا وقتي يكي از آشناها از دنيا ميره مشكي ميپوشيم؟اين يكي يگه واسه احترام و همدرديه!آره درسته.آخه آدما كه علمشون كامل نيست.اين كارها باعث تسلي خاطرشون ميشه.

ولي امام حسين(ع) يه چيز ديگست!!!

از اين گذشته گريه كردن واسه عزاداري عاشورا.مداحه ميگه سر امام حسين(ع)  رو بريدن.ملت ميزنن زير گريه.ميگه به گردن علي اصغر تير زدن.باز ملت ميزنن زير گريه.ميگه دست حضرت ابوالفضل رو بريدن.وباز هم گريه ادامه داره....

واسه چي گريه ميكني؟فكر ميكني درد امام حسين (ع) توي كربلا از اين اتفاقات بود؟فكر ميكني لب تشنه ي بچه ها بود كه آزارش ميداد؟اينا فقط يه قسمت كوچيكشه.درد اصلي چيز ديگه ايه كه اگه ما آدماي كوچيك دركش كنيم بايد زار بزنيم.درد ٬ درد اسلامه!اسلامي كه داشت ازدست ميرفت.ولي جاي نگراني نيست.امام حسين (ع) و يارانش شكست نخوردن.اين يزيد و شمر و معاويه بودن كه باختن.اسلام هنوز زنده ست.وپيروز!پيروز ابدي!

موضوع ديگه که جاي بحث داره نحوه ي عزاداريه.آخه من نميدونم از كي تا حالا ايجاد صداهاي گوش خراش كه شيشه ي پنجره رو مي لرزونه شده عزاداري؟

بابا جان مردم بيمار دارن.بچه ي دانش آموز و دانشجو دارن.يا از سر كار اومدن ميخوان استراحت كنن.

آخه كي امام حسين راضي بوده كه واسه عزاداريش آرامش مردم رو به هم بزنيد؟اونم با اين شكل موسيقي كه ماشالا هرچي موسيقي غناييه رو گذاشته توي جيبش!بخصوص توي جنوب كه فرق چنداني با موسيقي بندري نداره!

فقط نميدونم چرا اونايي كه موسيقي رو حرام اعلام ميكنن نميان اين بساط مطربي رو جمع كنن!

مسئله ي ديگه اي كه باقي ميمونه غذاهاي نذريه كه اين روزا معمولا زياد پخش ميشه.روي صحبت من با اون دسته از آدماييه كه دستشون به دهنشون ميرسه.ولي متاسفانه هميشه توي صف گرفتن نذري اولن!و حتي گاهي هم واسه چند قاشق از اين غذاها دست و پاي همديگه رو ميشكنن.آخه دوست عزيز!هدف اصلي تهيه و پخش اين غذاها اينه كه نيازمندا سير بشن.نه تو که ميتوني امروزتو هم مثل روزاي قبل بگذروني ولي باز قابلمه به دست راه مي افتي توي خيابونا دنبال غذاي نذري.باور كن اين غذاها خوردن نداره!

البته جنبه های مثبت این آداب و رسوم رو هم نمیشه نادیده گرفت.کسایی که وقتی می بینید چند تا دختر و پسر به اصطلاح fashion توی این مراسم شرکت می کنن هزار تا استغفر الله و نعوذ بالله پشت سر هم ردیف میکنید که وای اینا اومدنو اینجا رو به گند کشیدن.هیچ فکر کردی اینا اگه اینجا نبودن چه جاهای دیگه ای می تونستن باشن؟!و در حال انجام چه کارای بدی میتونستن باشن؟!اصلا تا حالا فکر کردی که اونا هم حق هدایت شدن رو دارن؟و تو باید اجازه ی بهره مندی از این حق رو بشون بدی؟و شاید هم یه جاهایی دستشون رو بگیری!می دونی ممکنه بعضی از اینا همینجا توبه کنن؟!یا مورد عنایت خود امام(ع) قرار بگیرن؟

البته از یه جنبه ی دیگه که به قضیه نگاه کنیم  بودن اینها توی این اجتماعات و از اون مهم تر نبودن یه سری آدمای فهمیده و جوونای متفکر نشون میده که جو حاضر اونها رو  به قدر نیازشون تغذیه نمی کنه و فرصت عرضه ی تواناییهاشون رو به اونها نمی ده و این مسئله باعث کناره گیری اونها از مجالس مذهبی میشه.بخصوص توی دانشگاهها که الان خودم از نزدیک شاهدش هستم.وقتی مداح یا سخنران راجب مسائل خیلی سطحی واسه دانشجوها که مغزای متفکر کشورن صحبت می کنه معلومه که دیگه اون جوون اینورا پیداش نمیشه.

هرچند الان خدا رو شکر جریانیت خوبی به راه افتاده.مثلا مسابقه های کتابخوانی با موضوع امام حسین (ع) و حماسه ی عاشورا که می تونه قدم بسیار موثری در جهت بهبود وضعیت باشه.به هر حال ما الان در در قرن بیست و یکم زندگی میکنیم  و در هر زمینه ای در سراسر دنیا عقل و منطق حرف اول رو میزنه و ما به عنوان مسلمانانی که می خایم دینمون رو به سر تا سر دنیا عرضه کنیم باید در زمینه ی فکری و منطقی حرفی برای گفتن داشته باشیم.و اگر به همین منوال ادامه بدیم باز هم مثل گذشته با چیزی جز تمسخر جوامع غیر مسلمان مواجه نخواهیم شد.پس باید تلاش کنیم تا با پاک کردن اسلام واقعی از گرد و غبار رسوم و رفتارهای غلط و با کمک فکر و اندیشه آن را به انسان قرن بیست و یک_چه مسلمان و چه غیر مسلمان عرضه کنیم.به امید آن روز....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/11/07ساعت 9:46  توسط نگار  | 

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛

فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپیرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛

فقر اینه که به زنت بگی کار نکن ما که احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و  هابیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت!!!) باشه؛.....................
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/10/16ساعت 17:1  توسط نگار  | 

سلام. من خيلي علاقه دارم راجب كشوراي ديگه اطلاعات كسب كنم و با فرهنگهاي مختلف مردم آشنا بشم ولي هنوز موقعيت مسافرت برام فراهم نيست.بنابر اين فعلا فقط راجبشون اطلاعات جمع ميكنم و مايلم اونا رو در اختيار شما هم بذارم تا ازشون استفاده كنيد:

در قسمتهايي از سوئد شش ماه شب و شش ماه روز است.

در اين كشور مي توان پديده ي خورشيد نيمه شب را مشاهده كرد.

مردم سوئد داراي حكومت مشروطه هستند.

آنها ميتوانند در صورت تمايل نامه هاي خصوصي نخست وزير خود را ببيند.

سوئدي ها داراي رتبه ي هفتم مردم شاد دنيا هستند.

ميانگين عمر آنها حدود هشتاد و يك سال است.

آنها همچنين بهترين مردم دنيا درامر روزنامه خواني هستند.

يكي از مكانهاي ديدني سوئد برج پيچنده در شهر مالمو است كه بلندترين ساختمان اسكانديناوي است و داراي پنجاه و چهار طبقه و صد ونود متر ارتفاع است.

بعضي از دانشگاههاي برتر سوئد عبارتند از:دانشگاه چالمرز-انستيتوي رويال-انستيتوي كارولينسكا-دانشگاه گوتنبرگ.

In some parts of Sweden they have six months day and six months night

We can visit “midnight sun” phenomenon in this country

Swedes have constitutional government

They can see prime minister’s private letters if they want

Swedes have the seventh rank of the happiest people of the world

Their average of age is about 81 years

They are also the best people of the world in reading newspapers

One of the visitable places in Sweden is “Turning Torse” in Malmo city that is the tallest Building in the Scandinavian and has 54 stairs and a height of 190 meters

Some of the best universities in Sweden:Chalmers university of thechnology-Royal institute of thechnology-Karolinska institute-Gotenborg university

اگه سوالي داشتيد يا توضيح بيشتر مي خواستيد حتما بپرسيد.خوشحال ميشم بتونم جوابتون رو بدم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/10/05ساعت 18:5  توسط نگار  | 

پیروزی پرشکوه حق علیه باطل را در حماسه ی عاشورا به دوست داران حق در سراسر دنیا تبریک می گم.

چند حدیث آموزنده از امام حسین علیه سلام:

1)به‌ شما هشدار می دهم‌ اين‌ يزيد حرام‌زاده‌ پسر زنازاده‌، مرا در سر دوراهی‌ قرار داده‌ است‌: يا شمشيركشی‌ يا ذلت‌ بيعت‌ با او. امّا داشته‌ باشيد كه‌ ذلت‌ از ساحت‌ قدس‌ ما به‌ دور است‌. خدا و رسول‌ خدا و مؤمنان‌ و آن‌ دامنهای‌ پاكی‌ كه‌ ما را پرورده‌ و آن‌ دودمان‌ شريف‌ و آن‌ ذلت‌ ناپذيران‌ِ عزّتمند و آن‌ نفسهايی با عزتِ‌ نياكان‌ ما قبول ندارند كه‌ ما پيروى‌ و فرمانبردارى‌ از اين‌ افراد پست‌ را بر مرگ‌ با عزت‌ ترجيح‌ دهيم‌.

بحارالانوار،ج 45، ص 83

 

2)ای مردم‌! رسول‌ خدا فرمود: هر كس‌ سلطان‌ زورگويی‌ را ببيند كه‌ حرام‌ خدا را حلال‌ نموده‌، پيمان‌ الهی‌ را مي‌شكند و با سنّت‌ و قوانين‌ رسول‌ خدا از در مخالفت‌ درآمده‌ و در ميان‌ بندگان‌ خدا، راه‌ گناه‌ و معصيت‌ و ستم‌ و دشمني را در پيش‌ می‌گيرد، ولي‌ با عمل‌ يا سخن‌ اظ‌هار مخالفت‌ نكند، بر خداوند است‌ كه‌ او را در محل‌ و جايگاه‌ آن‌ سلطان‌ ظ‌الم‌ قرار دهد.

مقتل‌ خوارزمى‌، ج‌ 1، ص‌ 234

 

3)يكی‌ از نشانه‌های‌ جهل‌ و نادانی‌، نزاع‌ و جدال‌ با غير اهل‌ فكر است‌ از نشانه‌های‌ عالم‌، نقد سخن‌ و انديشه‌ خود و آگاهی‌ از نظرات‌ مختلف‌ است.

‌بحار الانوار، ج‌ 78، ص  119

 

4)حرص‌ و آز نوعی فقر روانی‌ است‌، سخاوت‌ و بخشش‌ نوعی‌ بی ‌نيازی‌ است‌ .

تاريخ يعقوبي، ج 2، ص246

 

5)هيچ‌ امری‌ را نپذير مگر آنكه‌ خودت‌ را شايسته ی‌ آن‌ بدانی‌.

اعيان الشيعه، ج 1،ص 621

 

6)هر كس‌ كه‌ رضايت‌ الهی‌ را با غضب‌ مردم‌ بخرد، خداوند او را از مردم‌ بی ‌نياز سازد، و هر كس‌ رضايت‌ مردم‌ را با غضب‌ الهی‌ بخرد، خداوند او را نيازمند مردم‌ سازد، والسلام‌.

بحارالانوار، ج78، ص 126

 

7)آن‌ كس‌ در صله‌ رحم‌ بهتر است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ خويشاوندانی‌ كه‌ با او قطع‌ رابطه‌ كرده‌اند ، دلجويی‌ و صله‌ رحم‌ نمايد.

بحارالانوار، ج78، ص121

 

8)كسی‌ كه‌ تو را دوست‌ دارد، از تو انتقاد می‌كند و كسی‌ كه‌ با تو دشمنی‌ دارد، از تو تعريف‌ و تمجيد می‌كند.

بحارالانوار، ج78،ص128

 

9)در مواردی که حقْ تو را ملزم می سازد ، بر آنچه نمی پسندی ، شکيبا باش و در مواردی که هوای نفس تو را فرا می خواند، از آنچه که به ناحق است و دوست ميداری ، خود را نگه دار

 

10)ناتوان ترين مردم کسی است که از دعا کردن واماند و بخيل ترين مردم کسی است که از سلام کردن واماند.

 

11)اگر همه ی گفتار دانا، نيکو و بحق بود، از خودپسندی در آستانه ديوانگی قرار مي گرفت. همانا دانا کسی است که حق گويی او فراوان باشد .

 

12)عاقل با کسی که می ترسد او را دروغگو بدارد هم سخن نمی شود، از کسی که می ترسد او را رد کند درخواستی نمی کند، به کسی که می ترسد او را بفريبد تکيه نمی کند و به کسی که به اميد او اطمينانی نيست اميد نمی بندد

 

13) اگر مردم مرگ را باور می كردند و آنرا به همانگونه كه هست به نظر می آوردند دنيا ويران می گشت.

 

14)شخصی پيش امام حسين(ع) اظهار داشت: اگر نيكی به نااَهل برسد تباه می شود؟ ايشان فرمودند: چنين نيست بلكه نيكوكاری همچون رگبار است كه بايد به نيك و بد برسد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/09/24ساعت 23:43  توسط نگار  | 

سلام.قبل از هر چیز خودمو معرفی کنم و بگم که من یه دانشجوی ترم اولی رشته ی مهندسی شیمی هستم به اسم نگار.

هدفم از برپا کردن این وبلاگ این بود که افکارمو بیان کنم و همینطور افکار و اعتقادات بقیه رو بدونم و اینکه چه طوری فکر میکنن.

برای شروع بگم که من عاشق فیزیکم.کتابایی با موضوعات فیزیکی عرفانی روانشناسی و فرا روانشناسی میخونم.فلسفه و متافیزیک رو هم دوست دارم اما کمتر فرصت برای مطالعه این موضوعات پیدا کردم.

فعلا حرف دیگه ای به ذهنم نمیرسه.منتظر نظراتتون هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/09/16ساعت 10:35  توسط نگار  |